ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
79
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
شكوه و نيرومندى او چنين بود تا هنگامى كه در انديشه پرواز به آسمان افتاد . براى انجام اين كار از خراسان به بابل رفت و خداوند بزرگ به او نيروئى بخشيد كه با همراهان خود به آسمان رفت تا به ابرها رسيد . آنگاه خداوند اين نيرو را از ايشان باز گرفت . اين بود كه همه ناگهان افتادند و نابود شدند و در چنين روزى بود كه كيكاووس به حال يك آدميزادهء عادى برگشت كه از خوردن و آشاميدن و همچنين قضاى حاجت ناگزير شد . اينها همه از دروغهاى خنك ايرانيان است . پس از اين پيشآمد ، فرمانروائى كيكاووس رو به نابودى نهاد و از شكوه كشورش كاسته شد . دشمنان و بدخواهان او فزونى يافتند و با او به جنگ پرداختند . در اين جنگها گاهى او پيروزى مىيافت و گاهى آنان پيروز مىشدند . بعد به شهرهاى يمن تاخت . پادشاه يمن در آن روزگار ذو الاذعار بن ابرهة ذو المنار بن رايش بود كه به سبب ابتلا به بيمارى فالج جنگ نمىكرد . اما همين كه كيكاووس به قلمرو فرمانروائى او تاخت ، خود را براى پيكار با وى آماده ساخت و با لشكريانى كه داشت به جنگ او رفت . در اين جنگ كيكاووس را گرفتار ساخت و لشكريانش را نيز به بند اسارت انداخت . آنگاه كيكاووس را در چاهى زندانى كرد و در چاه را بست . رستم كه خبر گرفتارى كيكاووس را شنيد از سيستان به